چندشغلهبودن دیگر انتخاب نیست، اجبار است!
افزایش مداوم هزینههای زندگی در سالهای اخیر، مرز میان طبقات اجتماعی را به هم ریخته است. دیگر تنها کارگران یا اقشار کمدرآمد نیستند که به دنبال شغل دوم میگردند؛ معلمان، پرستاران، کارمندان اداری، و … نیز ناچارند ساعتهایی از روز را بیرون از شغل اصلی خود صرف کنند تا دخلشان به خرجشان برسد.

- اما بر اساس آمارهای غیر رسمی بیش از ۳۵ درصد از شاغلان شهری در ایران دستکم دو منبع درآمد دارند. واقعیتی که در کف جامعه جریان دارد و عموما چندان مورد توجه آمارگیران نهادهای رسمی و دولتی نیست.
- چندشغله بودن دیگر یک انتخاب نیست، بلکه نتیجه مستقیم ناترازی میان درآمد و هزینه در جامعه است.
- در اقتصادی که نرخ تورم چند برابر نرخ افزایش حقوق است، مردم برای حفظ حداقل سطح رفاه خود مجبورند زمان استراحت و زندگی شخصیشان را فدای کار کنند.
- این وضعیت نه فقط بر سلامت جسمی و روانی افراد اثر میگذارد، بلکه ساختار خانواده را نیز تحت فشار قرار داده است.
- پدیده چندشغله بودن، صرفاً مسألهای اقتصادی نیست؛ نشانهای از بحران عدالت اجتماعی و ناکارآمدی نظام دستمزدی در برابر تورم فزاینده است.


